سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
25
تاريخ ايران ( فارسى )
پائينتر خواهد آمد تبليغ اصول عقائد آنها در ايران ادامه پيدا نمود . طلوع سلسلهء سامانى سلسلهء سامانى كه يكصد و بيست و پنج سال دوام كرد اقتدار و اعتبارشان نسبت بخاندان طاهرى يا صفاريان كه در يكصورت قريب به پنجاه و در صورت ديگر پنجاه سال تمام در شهرت و ترقى بودند خيلى بيشتر بوده است . مؤسس سلسلهء مزبور يك نجيبزادهء ايرانى سامان نام است كه ساكن بلخ و نسبش به بهرام چوبين ميرسد . اينمرد از شهرستان مولد و موطنش اخراج شده ناچار به اسد بن عبد الله كه در خلافت مهدى عامل خراسان بود شكايت برد و نامبرده از وى جدا حمايت نمود . سامان در حقشناسى از اين كمكى كه به او شده بود نه فقط كيش قديمى را كه تا آنوقت در آن كيش باقى بود ترك گفته داخل اسلام گرديد بلكه براى جلب نظر و خوشامد حامى خودش فرزندش را اسد نام نهاد . وى چهار فرزند داشت كه به هارون خدمت كردند و در خاموش كردن فتنهء رافع كمك مادى و اساسى نمودند . در پاداش اين خدمات مامون حكومت سمرقند ، فرغانه ، شاش و هرات را به اين چهار برادر داد و اين انعامات و عطاياى شاهانه را طاهريان تصديق و برقرار داشتند . مقتدرترين حكمران اين سلسله احمد بود كه بعد از وى پسرش نصر بجاى او نشست . سامانيان چنان كه معلوم خواهد شد بعد از طاهريان جاه و مقامشان را از دست ندادند و شايد آن بوسيلهء قرارى است كه با عمرو بن ليث شده گرچه جزئيات آن مبهم و ناروشن است ، بهرحال در سال 261 هجرى يا دو سال بعد از برانداختن سلسلهء طاهرى بدست يعقوب ليث نصر و برادرش اسمعيل ولايات تا آنطرف جيحون را متصرف بودند و همين سال مخصوصا تاريخ تاسيس اين سلسله گرفته شده است . اسمعيل در امور لشگرى از خود ابراز لياقت و كفايت غريبى نمود ، ليكن بين اين دو برادر نزاع برخاسته و جنگ و جدال داخلى شروع گرديد كه در آن جنگ اسمعيل فاتح گرديد ، ولى رفتارش با نصر فوق العاده جوانمردانه بوده اجازه داد تا زمان وفاتش كه در 279 هجرى ( 892 ) اتفاق افتاد زمام حكمرانى را در دست داشته باشد . حالات عمرو ليث 265 - 290 هجرى ( 903 - 878 ) بعد از مرگ يعقوب برادرش عمرو با خليفه صلح نمود و از طرف وى مدت شش سال در خراسان و ولايات ديگر حكمرانى كرد ولى